لسان الملك سپهر
13
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )
خانهء اسماعيل پياده نشود . چون آن حضرت به مكه در آمده به در سراى اسماعيل رسيد ، زنى را ديد از وى پرسيد كه ترا با اسماعيل چه نسبت است ؟ گفت : من زوجهء اويم . فرمود كه : شوهرت به كجاست ؟ عرض كرد كه از آن مرد چه مىپرسى كه يك روز در خانهء خويش نماند و روزگار به صيد نخجيران گذراند . و تبجيلى « 1 » كه سزاوار بود از حضرت خليل مرعى نداشت . پس آن حضرت فرمود كه : چون شوهرت بازآيد از من با وى سلام كن و بگوى تا آستانه خانه خويش را تغيير دهد . و اين بگفت و به جانب شام عطف عنان فرمود . چون اسماعيل از صيدگاه بازآمد به صفوت ضمير و صفاى خاطر استشمام رايحهء خليل نموده با عمره گفت : آيا هيچ كس در غيبت من بدين سراى عبور كرده باشد ؟ عمره گفت : بلى پيرى بدين نشان آمد و تو را سلام رسانيد و به تغيير عتبهء خانه حكم داد . اسماعيل گفت : آن پدر من بود و عتبه خانه توئى ، برخيز كه از من به طلاقى . پس عمره از خدمت اسماعيل بيرون شد . و اسماعيل بعد از وى سيّده بنت مضاض بن عمرو الجرهمى « 2 » كه ملكه زنان قبيله جرهم بود به حبالهء نكاح درآورد و با وى مىبود تا ديگر باره حضرت خليل ملاقات اسماعيل را به مكّه آمده به در سراى فرزند خراميد و آن حضرت بر قانون به صيدگاه مىبود ، از سيّده پرسيد كه چگونهاى و شوهرت چون است و به كجاست ؟ سيده عرض كرد كه : شوهر من نيكوترين مردان است اينك به اصطياد « 3 » شتافته و بر من با مصاحبت او بس خوب مىگذرد . با ادب تمام پيش آمده نزول آن حضرت را مستدعى شد . ابراهيم فرمود : مجال فرود شدن ندارم . سيّده گفت : موى سر مبارك را ژوليده و غبارآلود مىبينم ، چه باشد كه رخصت غسل و تدهين آن يابم . حضرت خليل او را اذن داده برفت و سنگى آورده زير پاى آن حضرت گذاشت
--> ( 1 ) . تبجيل : بزرگ داشتن . ( 2 ) . ابن اثير اين اسم را به صورت : مفياض جرهمى ( تاريخ كامل ، برگردان سيد حسن روحانى . - تهران : اساطير ، 1370 ، ج 1 / 138 ) و مير خواند به صورت : مصاص بن عمرو جرهمى ( تاريخ روضة الصفا فى سيرة الأنبياء و الملوك و الخلفا ، به تصحيح و تحشيه جمشيد كيانفر . - تهران : اساطير ، 1380 ، ج 1 / 169 ) . نگاشته است . ( 3 ) . شكار كردن .